اولین درس نامه
سلام کوچولوی من امروز میخوام مثل همه ی مامانا یه تجربه رو در اختیارت بذارم اگه خواستی استفاده کن ضرر نمیکنی داستان از این قراره که ما تصمیم گرفتیم به منظور رهایی از عوامل زیست محیطی (تماس های آشنایان به منظور اعلام آخرین خبرها و تحولات! بوی قرمه سبز! و......) که مانع از تمرکزمان در نقاشی کشیدن میشد خلوتگاهی سوا از منزلمان برای خود و نقاشی هامان دست و پا کنیم بر آن شدیم که با پدر مهربانتان در میان گذاریم .گذاشتیم .و ایشان استقبال کرد ومارا مثل همیشه شرمنده ی محبت هایش نمود. (مرسی همسرم) گفتیم حال که میخواهیم محیط را محیا کنیم چه خوب که از آن برای آموزش این هنر رنگارنگ به علاقه ...
نویسنده :
مامان و بابا
19:50
خبرای داغ
سلام کوچولوی دوست داشتنیه من ٢ تا خبر عالی دارم برات اول اینکه طبق فرمایشات خانم دکتر نهایتاشما تا ٣ ماه آتی باروبندیل سفر رو خواهین بست هوراااااااا (ذوق مرگ گشتیییم) نگران نباش عزیزکم خدا جون هم کمکت میکنه دوم اینکه فردا شب شیشمین سالگرد ازدواجه منو باباییه خونواده ی مهربونه بابایی فردا تشریف میارن خونمون و جشنمونو چندین برابر قشنگ تر میکنن خیلی خوشحالم . هفتمین سالگردمونو کنار شما جشن میگیریم. بدو خودتو برسون تا ما همه ی کیکارو نخوردیم قربووووونه پاهای کوچولووت ندوو مادر تا شما نیای که ....... ...
نویسنده :
مامان و بابا
2:42
روزهای پیش رو
همه چیزهایی که در بارداری با آن مواجه میشویم و نمیدانیم چطور باید تعریفشان کنیم! تهوع: سینماییترین نشانه بارداری که برخلاف سریالها معمولا به عق زدن در کنار خیابان محدود نمیشود. دلیل موجهی برای بیزاری از کسانی که قبلا هم حالمان ازشان به هم میخورد، بهانهای برای مجبور کردن همسر به شستن جوراب و مسواک زدن، انزجار از مرغ آبپز و کباب پرچرب. ویار : دستی که ناخودآگاه به سمت ظرف ترشی میرود، فرصت ۹ ماههای برای لوس شدن برای همسر و دیگران ، هوس کردن چاقاله بادام در پاییز و ازگیل در تابستان، سفارش شیرینپلوی مزعفر به مادرشوهر...
نویسنده :
مامان و بابا
1:02
بهار آمد
سلام کوکولو .عیدت مبارک امسال سال تغییراته هم برای شما هم برای منو بابابیی .شما از آسمونا میای پیش ما و ما رو هم مثل خودت آسمونی میکنی.بهت قول میدیم که روح آسمونی و پاکت رو زمینی نکنیم قوله قول. ...
نویسنده :
مامان و بابا
0:15
عطر بودنت
سلام عزیزکم .منم مامان ریحان.مامان ریحان عاشقه عاشق. عاشق خدا عاشق باباییه مهربون و عاشق عطر بودنت.هنوز ما رو لایق ندونستی کوچولوی من ولی عطرت فضای خونمونو پر کرده.حس میکنم اومدنت نزدیکه اخه حس نیاز بودنت عجیب گرفته ما رو . ولی از خدا میخوام تا مارو اماده ی این میزبانی بزرگ نکرده شما رو که لایق بهترین هایی مهمون ما قرار نده به امید اون روز........ ...
نویسنده :
مامان و بابا
12:59


